تبلیغات
گردشگری - جنسیت، گردشگری و توسعه
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : مهدیه قاسمی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گردشگری
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 20 خرداد 1394 :: نویسنده : مهدیه قاسمی

لیلا وثوقی، محمد نجارزاده، مهدیه قاسمی

 زنان و گردشگری

 چكیده

 دست­یابی به اهداف توسعه، به خصوص توسعه­ ی انسانی نیازمند توجه به تمام نیروی انسانی است. زنان، نیمی از جامعه­ ی انسانی به شمار می­روند که غالباً در طرح­های توسعه و حتی پژوهش­ های حوزه­ ی علوم انسانی در دهه ­های گذشته فراموش شده یا به حاشیه رانده شده­اند. از دهه 90 میلادی، توجه به زنان در برنامه ­های توسعه فزونی یافت. این توجهات در سایه نظریات برابری، رفاه، فقرزدایی، کارائی و سرانجام توانمندسازی پررنگ­تر شد. گردشگری به عنوان یک ابزار توسعه،  فرصت­ های رشد و بالندگی برای جامعه­ی محلی و گردشگران فراهم می­کند. در این میان، اهمیت نگاه جنسیتی به خاطر ادراکی که از تفاوت­ها در دیدگاه­ها و نیازها به ما می­دهد ما را در امر برنامه ­ریزی توسعه یاری می­کند. از آنجا که تبعیض­های جنسیتی، حقایقی اثبات شده هستند، پژوهش­های جنسیتی به برنامه­ ریزان کمک می­کند در جهت رفع آن گام بردارند. پژوهش حاضر، با هدف بررسی دیدگاه­ه ای جنسیتی در گردشگری انجام شده تا فهم بهتری از ابعاد آن به دست دهد.

  

واژگان کلیدی: زنان، توریسم، گردشگر، جامعه­ ی محلی.

توسعه در ابتدا به معنای رشد اقتصادی مورد توجه قرار گرفت و هدف تئوری­های توسعه نیز تسریع رشد اقتصادی در کشورهای توسعه نیافته بود. در چنین شرایطی دولت تنها نماینده­ی اجرای برنامه­های توسعه و نظارت بر آن­ها محسوب می­شد. اما به تدریج و با معلوم شدن نقاط ضعف برنامه­های گذشته، مفهوم توسعه و عوامل اجراکننده­ی آن دستخوش تحول شد. به ویژه آن که مشخص شد نبودن ساختارهای کارآمد اجتماعی در جهان سوم، رشد اقتصادی آن­ها را تحت تأثیر قرار داده است. به این ترتیب ابعاد اجتماعی توسعه مورد توجه قرار گرفت و رفع نیازهای مادی، فرهنگی و اجتماعی انسان در استراتژی­های توسعه گنجانده شد. در سال 1990 میلادی مفهوم توسعه که تا آن زمان بر اساس شاخص­های اقتصادی تعریف می­شد جای خود را به توسعه­ ی انسانی داد. به عبارت دیگر، انسان محور توسعه قرار گرفت و ارتقای سرمایه­ ی انسانی در دستور کار کشورهای جهان قرار گرفت. در این میان توجه به زنان به عنوان نیمی از جامعه انسانی در برنامه توسعه انسانی ضرورت یافت و تلاش برای بهبود شاخص­های حساس به جنسیت آغاز شد (رضائی، 1388: 60). حـدود 200 سـال از عمـر علـوم اجتمـاعی مـی­گـذرد. ایـن علـم بـه بررسـی جامعـه، نهادها، گروه­های آن و روابط میـان انسـانهـا مـی­پـردازد. در ایـن مـدت دیـدگاه­های نظری كه تبیین ­كننـده مسـایل اجتمـاعی بـوده­ انـد دچـار تغییراتـی شـده­انـد. برخـی از طرف دیـدگاه­های دیگـر حـذف، برخـی مـورد تصـحیح قـرار گرفـت و بـا شـكل و محتــوایی نــو ارایــه و دیــدگاه­های جدیــد مطــرح شــد. از دهــه 70 مــیلادی از حاكمیت یك دیدگاه نظـری خـاص در جامعـه­شناسـی نمـی­تـوان نـام بـرد، بلكـه بـا تعدد دیدگاه­هایی كه هـر یـك ابعـاد جدیـدی را مطـرح مـی­كننـد، مواجـه هسـتیم. از مهمترین تغییراتی كه به وجود آمـده مـی­تـوان از دیـدگاه­هایی نـام بـرد كـه بـا تأكیـد بــر مفــاهیم جــنس و جنســیت، ابعــاد جدیــدی را در نظریــه و پــژوهش ایجــاد كرده­اند. اساسـی­تـرین دگرگـونی ناشـی از ایـن دیـدگاه انتقادهـایی اسـت كـه نسـبت بـه بی ­توجهی علـوم انسـانی و علـوم اجتمـاعی در ارتبـاط بـا موقعیـت و نقـش زنـان در نظریـه­پـردازی­هـا ابـراز شـده اسـت. در ایـن دیـدگاه جامعـه و مسـایل اجتمـاعی بـر اسـاس تجـارب و نگـرش­هـای مردانـه توصـیف شـده و زنـان در حاشـیه و تنهـا در ارتباط بـا معیارهـای مردانـه مـد نظـر بـوده ­انـد. موقعیـت زنـان در سـاختار جامعـه و تجارب متفاوت آنـان در نظریـه ­هـا مطـرح نبـود، پـژوهش تنهـا بـا توجـه بـه مسـایل مردان صورت می­گرفت اما نتیجـه پـژوهش­هـای مـذكور قابـل تعمـیم بـه كلیـه افـراد (زنـان و مـردان) بـود. از چنـد دهـه قبـل اعتـراض بـه حاشـیه نگـاه داشـتن زنـان، ضــرورت بــه كــارگیری دیــدگاه­های حســاس بــه جنســیت و اســتفاده از رویكــرد جنســیتی در حــوزه­ هــای مختلــف علمــی آغــاز شــد تــا بــدین طریــق اطلاعــاتی از وضــعیت زنــان در جامعــه نمایــان گردیــد (اعزازی، 1385: 35).

جنس به خصوصیات بیولوژیک فرد اشاره دارد در حالی که جنسیت به نقش­هایی اشاره دارد که توسط اجتماع برای زنان و مردان تعیین می­شود. . موضوع جنسیت به مراتب پیچیده تر از جنس است و نقش های جنسیتی به زنان یا مردان بستگی ندارد و این مسئله را می­توان در تقسیم کار کشاورزی مشاهده کرد. جنس افراد با گذشت زمان تغییر نمی­کند،  در حالی که نقش­های جنسیتی با گذشت زمان تحت تأثیر تغییرات اجتماعی قرار می­گیرند  تغییر می­کنند. تحلیل جنسیتی در واقع مطالعه وقایع، شرایط مطالعات موردی و آمار، با هدف تجزیه و تحلیل نقش جنسیت و ایجاد و بقای یک پدیده­ی خاص اجتماعی – اقتصادی و روش توجه به آن مسئله و برنامه­ریزی، اجرا و نظارت است (غنیان و همکاران، 1389: 99).

جنسیت و گردشگری را میتوان از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد. در بعد اجتماعی تصورات نهادینه شده­ ی اجتماعی زنان در کارها و همچنین دلایل عدم مشارکت آنان در توسعه مورد بررسی قرار می­گیرد و آموزش برای افزایش آگاهی از کلیشه ­ها و نقش­های سنتی جنسیتی بین برنامه ریزان، دست اندرکاران گردشگری و جوامع محلی از اهمیت ویژه­ای برخوردار می­شود. در بعد اقتصادی، توانائی و ظرفیت ایجاد شغل و تشویق فعالیت­های درآمدزا و بهره ­مند کردن جوامع محلی از منافع اقتصادی مورد بررسی قرار می­گیرد. تفاوت درآمدها، فرصت پیشرفت و تامین بیشتر در مشاغل زن و مرد نیز از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. در بعد زیست محیطی، نقش زنان در حفاظت از تنوع زیستی و تفاوت­های جنسیتی در دانش بهره برداری از محیط که سبب حساسیت بیشتر زنان در حفاظت محیط می­شود و درگیری بیشتر زنان با محیط که سبب آسیب­ رساندن به کسب و کارهای زنان می­شود مورد بررسی قرار می­گیرد. و در آخر تفاوت­های جنسیتی در زمینه­ ی انگیزه ­ها و تجربه ­های گردشگری مورد بررسی قرار می­گیرد. مواجه شدن زنان با چالش­های انتخاب شغل، ایفای نقش­های جدید و تغییر نقش­های سنتی در این بخش مورد بررسی قرار می­گیرد (خانی، 1388: 38).

نتایج تحقیقات موردی حاكی از آن است كه جنسیت یک متغیر مهم است که مشخص میکند چه کسانی از جامعه ی محلی در گردشگری شرکت میکنند. به طور مثال نقش های جنسیتی در کوناایندیان در پاناما چگونگی پاسخ گوئی به گردشگری را شکل داده است. زنان کوناایندیان با تولید صنایع دستی، تصویر قابل عرضه ای در گردشگران به وجود آورده اند، این در حالی است که مردان کوناایندیان تصمیمات سیاسی که کنش و واکنش ها را در گردشگری تعیین میکند را می­گیرند. در یک دهکده ی اندونزی، زنان نمیتوانند به عنوان راهنمای تور کار کننند زیرا این از نظر روستائیان مناسب نیست. در باربادوس زنان عمدتاً در صنعت گردشگری تمایل به کارهایی دارند که دستمزد کمتری دارد، کمتر پایدار هستند و مشاغل سطح پائین محسوب می­شوند دارند. کلیشه های جنسیتی همچنین منجر به این میشود که زنان اولین ها در جامعه ی محلی باشند که که تمایل به کار در صنعت گردشگری دارند. در ایرلند درگیری زنان در صنعت گردشگری در جامعه پذیرفته شده است در حالی که کار زن در ایرلند به طور تاریخی، با نقش­های همسر، مادر و مراقبت کننده از دیگران پیوند خورده است (استرونزا و گوردیلو،2008: 267).

 

بعد اجتماعی-فرهنگی

 

گردشگری ممکن است سبب ایجاد تغییراتی در شماری از فاکتورهای زندگی اجتماعی مانند ساختار خانواده، الگوی نگاهداری کودک، اشتغال، ازدواج و انتظارات رفتاری شود. تغییراتی که نقش­های جنسیتی کنونی را به چالش می­کشند ممکن است توسط جامعه خوشایند نباشد. بنابراین اشتغال زنان اغلب شبیه نقش­های خانوادگی زنان است و عموما نقش­های جنسیتی موجود را به چالش نمی­کشند. اشتغال زنان در صنعت گردشگری غالبا فعالیت­هایی مانند آشپزی، تشریفات، تمیزکاری، کار در رختشوی­خانه و خیاطی است. در مطالعه­ای در اندونزی یافته­ها نشان داد هرجا نقش­های زنان در گردشگری بیشتر شبیه نقش­های خانگی آن­ها باشد، زنان در آن فعالیت نقش­های فعالتری دارند. این مطالعه هم چنان نشان داد که روستائیان راهنمای تور بودن را برای زنان مناسب نمی­دانند (دون، 2007: 31). اکثر پژوهش­ها این واقعیت را نادیده انگاشته ­اند که همه فرایندهای مرتبط به گردشگری، از طریق جامعه جنسیتی شده رخ می­دهند. از آن جایی که افراد معمولا در درون جوامع، هویت خود را می­یابند، روابط و مناسبات اجتماعی نقش مهمی در هویت­سازی افراد دارند. بنابراین، هویت­های جنسیتی جزء مهمی از اجزای تعیین کننده­ی انواع مختلف گردشگری است.. باید توجه داشت که روابط جنسیتی، مفهومی پویاست که در طی زمان مجددا تعریف می­شود. بدین ترتیب، در رویکرد جنسیتی بر شناخت روابط و مناسبات بین دو جنس و دسترسی به منابع و کنترل بر آنها و نحوه مشارکت آنها تاکید می­شود (خانی، 1390: 29). تخمین زده می­شود که 60 تا 80 درصد محصولات غذایی در آفریقا توسط زنان تهیه می­شود. در حالی که هم­چنان برخی از مردان، ارتباط نزدیکی با محیط­زیست از طریق کشاورزی، دامپروری و فعالیت­ هایی مانند شکار دارند، در بیشتر کشورهای درحال توسعه بیشتر مردان نسبت به زنان در مشاغل دارای درآمد درگیر می­شوند و به اندازه­ ی زنان در فعالیت­های مربوط به محیط­زیست درگیر نمی­شوند. علاوه بر این، جائی که نقش زنان، آن­ها را در ارتباط نزدیکی با محیط فیزیکی قرار می­دهد، آن­ها دانش تخصصی این کار مانند حفاظت از محیط زیست را فراگرفته اند. زنانی که هیزم­شکنی می­کنند، آب تهیه می­کنند و با زحمت در زمین­هایی که فرسایش یافته ­اند، درخت­ها در حال ناپدید ­شدن هستند و منابع آبی در حال خشک شدن هستند کشاورزی می­کنند. ترسیم­کنندگان موضوعات مهم در اکوتوریسم هستند که درکی از پدیده­ ی پیچیده­ ی گردشگری، آب و کشاورزی می­دهند، از خشکسالی، فرسایش زمین یا نابودی جنگل­ها ضربه می­خورند و به همین دلیل به طور طبیعی، اولین کسانی هستند که برای محیط زیست تلاش می­کنند. در برخی از زمینه­ها منطقی به نظر می­رسد که افرادی که برای پروژه­هایی که براساس مدیریت منابع طبیعی هستند شامل پروژه­ های اکوتوریسم، باید به دنبال درگیر کردن زنان باشند (شیونز، 2007: 189).

 

 

بعد اقتصادی

گردشگری همواره یک انتخاب شغلی در دسترس برای زنان بوده است. زنان 46 درصد نیروی کار گردشگری در جهان را درسال1999 در دست داشته اند که از میانگین نیروی کار زنان به صورت کلی که بین 34_40 درصد می­باشد بیشتر است. مشارکت زنان در صنعت گردشگری یک روند رو به افزایش جهانی است، به خصوص در کشورهای در حال توسعه. بنابراین، صنعت گردشگری، صنعتی مهم برای زنان به شمار می­رود. ماهیت مشارکت در صنعت گردشگری برای زنان و مردان متفاوت است. زنان تمایل بیشتری به اشتغال در کارهای پاره­وقت نسبت به مردان دارند. هرچند این سبب انعطاف بیشتر برای تطبیق با مسئولیت­هایی مانند نگه­داری از کودک می شود اما فصلی بودن گردشگری می­تواند سبب ایجاد ناامنی مالی شود. این به خصوص در زنانی که سرپرست خانوار هستند و به درآمد سالیانه­ی خود وابسته هستند درست است. در نتیجه زنان احتمالا بیشتر در مشاغل کم­مهارت و با دستمزد کمتر جذب می­شوند و رسیدن به موقعیت رهبر و پیشرو در صنعت گردشگری برای آنان دشوارتر است (دون، 2007: 31). اگر­چه گزارش­های رسمی بنگاه­های مرتبط بین­المللی نشان از نقش 60 الی 70 درصدی زنان در برنامه­های گردشگری دارد، اما همین گزارش­ها بر این نکته اشاره دارند که سهم زنان از عواید حاصل از گردشگری در مقایسه با مردان بسیار ناچیز است. از این رو دست یابی به پایداری در توسعه­ی فعالیت های مرتبط با گردشگری در گرو توجه به روابط جنسیتی و نقش­های جنسیتی در قالب برنامه­های توسعه گردشگری است (غنیان و همکاران، 1389: 96). تبعیض­های جنسیتی، حقایقی اثبات شده هستند و از این رو تبعیض­ها و نابرابری­ها یک موضوع محوری دستورکار توسعه­ی پس از سال 2015 خواهد بود، جنسیت، قومیت، نژاد، مکان و ناتوانی­ها در محروم شدن افراد در تمام ابعاد زندگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اثر می­گذارد. تبعیض های ناشی از جنسیت بر تمام جوامع تاثیر گذاشته است و اشکال مختلفی در هرنقطه دنیا دارد. زنان، 66 درصد کارها را در جهان انجام می­دهند و 50 درصد غذاها را تولید می­کنند اما فقط ده درصد درآمد و یک درصد دارایی­ها را از آن خود کرده­اند. خواه مسئله بهبود آموزش در کشورهای درحال توسعه باشد یا مبارزه علیه تغییرات آب و هوایی یا مواجهه با هر چالش پیش روی دیگر، توانمندسازی زنان یک قسمت اساسی در دست­یابی به برابری است. توانمندسازی و آموزش زنان و دختران استعدادهای آنان را به کار می­گیرد و آن­ها را به سمت اقتصاد، فرهنگ، سیاست و جامعه که عناصر اصلی موفقیت و کامیابی در دنیای رقابتی امروز است رهبری می­کند (سابینا و نیکولای،2013: 438). با توجه به نقش­ها و مسئولیت­های ویژه­ی زنان، علاقه­ی آن­ها نسبت به مردان غالبا متفاوت است. در جایی که زنان از منابع طبیعی که برای رفاه محلی نیاز است استفاده می­کنند، درگیر تصمیم­گیری هایی راجع اکوتوریسم می­شوند که دسترسی به برخی منابع را محدود می­کند. برای مثال، زمینی در کنار جنگل که برای نگهداری احشام و کشاورزی سودده مناسب نیست ممکن است محلی مناسب برای اقامتگاه گردشگری توسط مردان به شمار بیاید حتی با وجود اینکه این مکان ارزش زیادی برای زنان برای سفالگری داشته باشد. آن­ها ممکن است یک درآمد منطقی از فروش محصولات این چنینی داشته باشند که متناقض با درآمد حاصل از اقامتگاه که نیازمند سرمایه گذاری زیادی است و سود را به خارج از جامعه­ی محلی می­برد است. علاوه بر آن اگر زنان به خاطر توسعه­ی اکوتوریسم از دسترسی به منابع باز بمانند، سودی از اکوتوریسم نمی­برند و احتمال اینکه از حفاظت از منابع طبیعی حمایت کنند کاهش می­یابد (شیونز، 2007: 189).

 

 

بعد زیست محیطی

بر طبق گزارشات سازمان همکاری اقتصادی و توسعه[4]، در کشورهای عضو، زنان دارای سطح نگرانی بیشتری در مورد توسعه­ی پایدار و محیط زیست هستند. آن­ها به محصولات دارای برچسب سبز، غذاهای ارگانیک و استفاده از انرژی­های پاک اهمیت می­دهند. آن­ها مشتریانی هستند که اخلاقیات را بیشتر مورد توجه قرار می­دهند و بر شیوه­ی زندگی خود به گونه­ای تمرکز می­کنند که آلودگی کمتری ایجاد کنند (سابینا و نیکولای،2013: 441). دلایل آشکار زیادی وجود دارد که چرا هر آژانسی که میخواهد اکوتوریسم را به طور موثری ارتقا دهد باید مسائل مربوط به جنسیت را مورد توجه قرار دهد، حتی اگر مسئله­ی اولیه­ی ارتقای اکوتوریسم برای آن­ها برابری جنسیتی نباشد. در جوامعی که در نقش­های تعریف شده­ی اجتماعی، زنان و دختران ارتباط بیشتری با محیط طبیعی نسبت به مردان دارند، مشارکت زنان مورد نیاز است اگر اصول منابع طبیعی، منابعی که کسب وکار اکوتوریسم در آن مستقل است پایدار است. در کشورهایی که نقش­های جنسیتی در آن به صورتی تعریف می­شوند که عموما تعاملات زنان و دختران با محیط طبیعی بیش از تعاملات مردان است، درصورتی نیاز به مشارکت زنان وجود دارد که اساس منابع طبیعی که تجارت اکوتوریسم به آن وابسته است تداوم داشته باشد. در بسیاری از بخش­های کشورهای در حال توسعه، زنان و دختران روستایی مسئول جمع آوری آب، علوفه و هیزم و در محیط های دریایی برای جمع آوری صدف هستند. آن­ها همچنین در فعالیت­های درآمدزایی مانند فروش محصولات جنگلی و صنایع دستی ساخته شده از نی و چوب درگیر هستند. (شیونز، 2007: 188).

 

بعد انگیزه ها و تجارب گردشگری

ادبیات اکوتوریسم که درمورد جنسیت هستند، نشان می­دهند که زنان و مردان، گردشگری را به طور متفاوتی تجربه می­کنند (وینارت[5]، 2008: 14). مطالعات مختلفی نشان می­دهد که انگیزه­ی زنان جامعه­ی محلی از مشارکت در گردشگری، علاقه­ی شخصی، یافتن منابع درآمدی جدید، کمک به ایجاد تصورات مثبت در بین گردشگران و به طور خلاصه انگیزه هایی با محوریت تنوع بخشی بوده و در مقابل مردان نشان می­دهند که انگیزه­های مشارکت مدنی در میان آنان اولویت دارد که دلیل آن می­تواند قرار گرفتن زنان و مردان در دو طبقه­ی متفاوت در سلسله مراتب نیازها باشد (غنیان و همکاران، 1389: 105). زنان به عنوان افراد شاغل، مسافر یا یه عنوان زنی از جامعه­ی محلی، تجربیات متفاوتی از گردشگری نسبت به مردان دارند. زنان و مردان فرآیندهای متفاوتی در تصمیم گیری خرید دارند، محصولات گردشگری باید نیازها و آمال زنان را بشناسند. زنان در خرید محصولات گردشگری به جزئیات توجه بیشتری می­کنند. برای مثال، طراحی خوب صفحات وب، برای زنان که هم بیشتر از خرید آنلاین استفاده می­کنند و هم خریداران ماهرتری به شمار میروند ضروری است. زنان هم چنین در خرید محصولات گردشگری وفادارتر از مردان هست. در خرید به محیط احتماعی و محیط زیست توجه بیشتری می­کنند. میلیون­ها تاجر سالیانه حدود 7 تا 12 میلیارد برای اهداف استثمار جنسی کسب درآمد می­کنند که 98 درصد استثمارشوندگان زنان و دختران هستند. سفرهای بین المللی زیادی فقط برای سکس با کودکان در سال انجام می­شود. گردشگری سکس هم­چنان یکی از مشکلات بزرگ در بسیاری از مقاصد است. زنان هم­چنین در کارهایی با درآمد کمتر، پاره­وقت و کلیشه­ای در صنعت گردشگری مشغول به کار هستند (سابینا و نیکولای، 2013: 442). همه بخش­های تجارب گردشگری در بستری از مجموعه ادراکات ما از ساختار اجتماعی جنسیت شکل گرفته و از آن تأثیر پذیرفته است. همچنین توسعه فعالیت­های مرتبط با گردشگری می­تواند بر مناسبات جنسیتی درون روستا تأثیر بگذارد (خانی، 1390: 27). تفاوت­های جنسیتی در برخی از جنبه­های رفتاری سفرهای اکوتوریستی وجود دارد. برای مثال در مطالعات موردی دیده شده است که مردان، به فعالیت­های خارج از اقامتگاه در مقصد توجه بیشتری از جنبه­ی سرگرمی دارند و راحتی و کیفیت بالای خدمات و کالاها برای زنان از اهمیت بیشتری برخوردار است. هم­چنین، در جوامع محلی، زنان خواهان بالابردن کیفیت محصولاتی نظیر صنایع دستی و افزایش رضایت مشتریان هستند و مردان خواهان کسب درآمد بیشتر (منگ و اویسال[6]، 2008: 463). یکی از عوامل تفاوت در گذراندن اوقات فراغت جنسیت است، به گونه­ای که به واسطه­ی قرار گرفتن زنان و مردان در لایه­های متفاوت اجتماعی که در آن زنان غالباً در محیط خانه و خانواده به مراقبت­های عاطفی و خانوادگی و انجام امور خانگی هستند، مردان تحت حمایت از این حوزه­ی خصوصی قرار می­گیرند و بهره می­برند تمایزاتی ایجاد می­شود. زنان غالب وقت خود را صرف فعالیت­هایی می­کنند که غالباً در محاسبات تولید و درآمد ملی نادیده گرفته می­شود و بیشتر وقت فراغت خود را به نظافت، انجام امور همسرداری، فرزندداری و ... می­پردازند. فراغت محض در زنان نسبت به مردان کمتر است و بیشتر با کارهای خانگی در آمیخته است (کامرانی فر و بوذر جمهری، 1393: 2). از این رو زمان کمتری برای سفر و گردشگری می­یابند.

یک رویکرد جنسیتی در گردشگری می­تواند به عنوان یکی از علاقه­ های ذی نفعان گردشگری به شمار رود، درصورتی که انگیزه ­ی اصلی آن­ها حفاظت، برابری یا موفقیت­های تجاری باشد (شیونز، 2007: 190).

گردشگری قادر است به عنوان گزینه­ ا ی در توانمندسازی زنان نقشی مهم ایفا کند و از این رو دفتر بین­ المللی گردشگری در سال 2008 با ارائه­ ی برنامه­ ای عملی، سازمان جهانی گردشگری را در خصوص ایفای نقشی راهبردی در توانمندسازی اقتصادی زنان موظف نمود. برنامه­ای که اساس آن بر کاهش فقر و تقویت هویت زنان و توجه به نقش آن­ها در فعالیت­های مرتبط با گردشگری گذاشته شده ­است مورد توجه قرار گیرد. این برنامه عملی را باید به عنوان یکی از سه تعهد سازمان جهانی گردشگری در نظر گرفت که در چارچوب قانون جهانی اخلاقی گردشگری و در حمایت از اهداف توسعه هزاره سازمان ملل قرار می­گیرد. این اهداف عبارتند از سودرسانی گردشگری به مستمندان، حفاظت محیط زیست و توانمندسازی زنان (غنیان و همکاران، 1389: 97) (سابینا و نیکولای، 2013: 440). گزارش جهانی سازمان جهانی گردشگری در خصوص زنان در سال 2011 بیان می­دارد که زنان غالبا در موقعیت­های پائین­تر همراه مشاغلی با دستمزد پائین­تر و پست­ تر در صنعت گردشگری قرار می­گیرند. کلیشه­ها و تبعیضات جنسیتی نشان می­دهدکه زنان عمدتا در مشاغلی مانند آشپزی و تمیزکاری در صنعت گردشگری نقش ایفا می­کنند. زنان کمتر در سطوح حرفه­ای جذب شده و 10-15 درصد کمتر از همکاران مرد خود درآمد کسب می­کنند و مشاغل زیاد بدون درآمدی توسط زنان در کسب و کارهای خانگی انجام می­شود (سابینا و نیکولای، 2013: 440).

پیشینه پژوهش

وینرت در رساله­ی دکترای خود تحت عنوان "ساختار و تاثیر نقش جنسیت محلی بر پردازش یک صنعت جهانی : اکوتوریسم در اکوادور" (2008) برای فهم این موضوع که چطور روابط جنسیتی محلی بر اکوتوریسم تاثیر می­گذارد این مطالعه به بررسی نقش­های جنسیتی در اقامتگاه­های بوم ­گردی در اکوادور از سه رهیافت مختلف می­پردازد. رهیافت اول به بررسی ایدئولوژی مدیران این اقامتگاه­های بوم­گردی درباره­ی جنسیت کارگران در این اقامتگاه­ها می­پردازد. دومین رهیافت از جستجوی اینکه چگونه تعاملات میان هنجارهای جنسیتی کارگران محلی و ایدئولوژی­های جنسیتی مدیران بر عادات روزمره در اقامتگاه­های بوم­گردی می­گذارد می­پردازد و سومین رهیافت چگونگی تاثیر ایدئولوژی جنسیتی مدیران و هنجارهای جنسیتی نیروی کار محلی بر تجربه­ ی توریست­ها را در این اقامتگاه­ها مورد توجه قرار می­دهد. بنابراین ساخت جنسیتی در این اقامتگاه­ها به چند دلیل باید مورد توجه و تاکید قرار گیرد. این مطالعه هم­چنین به روابط قدرت و تاثیر آن­ها بر نهادهای متعددی که در اکوتوریسم موثر هستند می­پردازد.

ابراهیم زاده و ولاشجردی فراهانی در پژوهش خود تحت عنوان تحلیلی بر انگیزه گردشگران و تأثیر عامل جنسیت و درآمد بر آن، مطالعه موردی: گردشگران نوروزی شهرستان محلات (1392) با بررسی شناسایی تأثیر درآمد و جنسیت بر انگیزه­ی گردشگران نشان دادند که تفاوت معناداری بین جنس زن و مرد در انیزه­های گردشگری وجود ندارد.

نتایج پژوهش خانی در پژوهش خود تحت عنوان تحلیل جنسیتی از درک آثار گردشگری روستایی (مورد مطالعه: روستاهای کن- سولقان در شمال غرب تهران) (1390) نشان داد که در ابعاد اقتصادی و اجتماعی بین نظرهای زنان و مردان همگرایی وجود دارد و در درک آثار زیست محیطی و نگرش آنان در موفق عمل کردن گردشگری بین نظرهایشان واگرایی وجود دارد. همچنین گردشگری به دلیل ماهیتی که دارد موجب کسب آگاهی بیشتر زنان و افزایش ارتباطات اجتماعی آنان شده است. ولی به کاهش نابرابری­های جنسیتی و جلب مشارکت عملی آنها در فعالیت­های مربوطه منجر نشده است.

 





نوع مطلب : مقاله های گردشگری، 
برچسب ها : گردشگری، توسعه، جنسیت، مقاله، زنان،
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 12:50 ب.ظ
I blog frequently and I truly thank you for your content.

This great article has truly peaked my interest.
I am going to book mark your website and keep checking for new
details about once a week. I opted in for your Feed too.
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:10 ق.ظ
Hey there I am so excited I found your blog, I really found you by mistake,
while I was looking on Google for something else, Nonetheless I am here now and
would just like to say thank you for a fantastic
post and a all round exciting blog (I also love the theme/design), I don’t have time to go through it all at the moment but I have saved it and
also added in your RSS feeds, so when I have time I will be
back to read more, Please do keep up the fantastic work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب